کتاب ! ساز ! طراحی ! - تاریخ: 1399/11/19 ساعت: 21:10
سلام فکر کنم چند روزی هست که نیومدم ! خب اومدم یه گزارش بدم و برم ! الان که دارم مینویسم در حال حلقه زدنم چرا ! چون یکم زیاده روی کردم ! شاید بعدا از نقطه ضعفم بعدا بنویسم الان اون قدرت رو ندارم ! تو
بی حوصلگی - تاریخ: 1399/11/19 ساعت: 21:10
یع جور خاصی بیحالم این بیحالی از شونه هام شروع میشه و میزنه تو بازوهام! از بازوها به انگشتا این درد میان استخوان ماهیچه هاست اما انگار نیست اما دردم طوریه میخوام سیگار بکشم منی که سیگاری نیستم ! خب یه فشردگی قسمت صورتمه که مرکزش بینیمه! من نمیدونم چمه !
اشکالی نداره از احساسم بگم! - تاریخ: 1399/11/19 ساعت: 21:10
خب ... اومدم بنویسم این چند روز چه اتفاقاتی افتاد ما این چند روز مهمون داشتیم سعی کردم با آدما اوکی باشم و باهاشون تو بحث ها شرکت کنم اما بعدش به حرفایی که زدم فکر کردم بعد خودخوری کردم چرا این حرفارو
روز دل گرفتگان - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:01
الان دقیق نزدیک به دو هفتس یه کوچولو اومده خونمون البته میدونید من اولش باورم نشد که مامانم اجازه سگ اوردن بده . وقتی که بار اول که گرفتم دستم ترسیدم . ترس از اینکه اینم مثل خرگوشام بمیرن ،ترس از اینک
بالاهای آوردن (گلاب به رویتان) - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:01
خب راستشو بخواید من یاد گرفتم چطور بالا بیارم . البته گاهی وقتا سخته اونم بخاطر اینکه استرسم انقدر زیاد بوده که هوش و حواسم رو به کل برده!!خب بریم سر اصل مطلب چطور راحت بالا میارم با جوییدن زیاد یه لق
گفته : نامه به ونسان ونگوگ - تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 14:14
ونسان ونگوگ عزیز سلام .من سارام و یک قرن از تو کوچیک ترماین نامه ای که حالا داری میخونی از دختری هستش که عاشق نقاشی هستش اما فکر نکنم به اندازه ی تو!اما دوست دارم به اندازه ی تو قلبم برای نقاشی بتپه.ا
روز جمعه - تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 14:14
امروز فکر کنم ۲۴ ساعت خواب بودم و هنوزم خوابم میاد .. نه که بگم کمبود خواب دارما نه!یه جا خوندم زیاد خوابیدن میتونه از دلایل خستگی روح باشه.امروز هیچ احساسی نداشتم نه خوشحال نه ناراحت بودم فقط دائم به خودم میگفتم تموم بشه و بعد میخوابیدم .امروز دوتا از تصویرسازیامم تموم کردم . اما ما بینش خواب بودم ...
روز ۲۸ اسفند - تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 14:14
امروز چه روزیس؟من هنوز تو دیروزم .. اتفاقای خوبی برام افتاد ... واقعا؟بلی کلی اعتماد به نفس گرفتم . راستی یه چیزی که هستاینکه دلیل یه سری از آدما تو زندگیمو نمیدونم .یه چیز جالبی که هست که همه ازم میپ
نزدیک به عید ۹۸ - تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 14:14
امروز روز خوبی بود .. با اینکه سرم خیلی شلوغ بود نمیدونم چرا هر موقع تو جمع قرار میگیرم حالم بد میشه .وای من اصلا ادم غمگینی نیستم . همیشه سعی میکنم امروزم بهتر از دیروز باشه .. میخواستم امروز برنامه
روز اول (شروع) - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 9:36
خب بله امروز که میشه یک اسفند وبلاگمو ساختم.از اینستاگرام و توییتر و... بالاخره ادم یه روزی باید زده بشه..دنیای مجازی دروغگوترین جاییه که میشناسم..ادم میخواد حالشو خوب کنه سرشو به این چیزا گرم میکنه..
روز دوم(عوامل رو مخی) - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 9:36
امروز به نظر روز اول میاد اماروزدومیم..اره اره درسته تا نزدیکای7 شب خواب بودم و زودی 12 شب شد.و من بی هدف دوست داشتم بخوابم تمام مسئولیتایی که واسه خودم تعیین کرده بودم ازجمله خریدسنگ دندون برای خرگوش
روز سوم:در تلاش مفید بودن - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 9:36
اممم .. سلام الان که شروع کردم به تایپ کردن ساعت ۶:۲۹ صبحه ..در سرما زیر پتو و با گوشی پست گذاشتن !امیدوارم خونه تکونی تا فردا تموم بشه و با خیال راحت نشست و فکر کرد. اهااا راستی یه خبر خوب نمایشگاه پ